بسم الله الرحمن الرحیم![]()
سلام به همه*
اینم چند عکس از نورافشانی دیشب درورزشگاه شهیدعضدی رشت
به مناسبت سی امین سالگردپیروزی انقلاب اسلامی*
بعضی هاشون رو ازپشت پنجره ی اتاقم گرفتم
این انتن همسایه مون اصلاحذف نمیشد![]()
فعلابای
دکتر "سيد احمد سيادتي" استاد پيشكسوت طب اطفال در ايران كه 9 رشته فوق تخصصي در رشته بيماريهاي كودكان در دانشگاههاي ايران پايه گذاري كرده و خدمات بزرگي در اين عرصه انجام داده بود، شب گذشته در سن 74 سالگي درگذشت.
"عاطفه رستمي" منشي دکتر سيادتي امروز يکشنبه با اعلام اين خبر به ايرنا گفت كه وي پس از تحمل يكسال بيماري، زماني كه براي درمان در ايالت دالاس امريكا بسر مي برد، بدرود حيات گفت.
دكتر سيادتي از مرداد ماه سال گذشته به دليل ابتلا به بيماري، فعاليت هاي پزشکي خود را کنار گذاشت و با تشديد وخامت حال خود، اوايل آبان ماه امسال براي درمان به آمريکا رفت.
او متولد سال 1313 در شهر سبزوار و تحصيلكرده دانشگاه تهران بود و از دانشجويان برجسته دكتر"محمد قريب" استاد برجسته طب كودكان به شمار مي رفت.
سيادتي در سال 1341 در رشته پزشكي اطفال تخصص گرفت. او ابتدا در بيمارستان هزار تختخوابي و سپس از سال 1347 در مرکز طبي کودکان در بخش عفوني مشغول به کار شد و همزمان به تدريس ادامه داد.
وي از سال 1360 به رياست بخش عفوني مرکز طبي کودکان منصوب شد. دکتر سيادتي در سال 1365 براي تداوم تحقيقات و مطالعاتش به آمريکا رفت و در دانشگاه تگزاس در محضر پرفسور "فيليپ برونل" به تحقيقات ويروس شناسي درمورد سرخک و آبله مرغان و فراگيري تکنيک هاي آزمايشگاهي پرداخت.
دكتر سيادتي در جريان اين تلاشها موفق شد روش جديدي براي بررسي سريع و بامقدار بسيار کم reagent براي تشخيص آنتي بادي ويروس "واريسلازوستر" بدست آورد .
برونل در نامه اي در آن زمان با ستايش از سخت کوشي و علاقه دکتر سيادتي به امر پژوهش نوشت: "دکتر سيادتي خصايص شخصيتي برجسته اي دارد. وي يکي از سخت کوش ترين افرادي است که تا کنون شناخته ام. "
در سال 1367 دکتر سيادتي به دريافت درجه استادي دانشگاه تهران نائل شد و با کمک دکتر مرندي وزير وقت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به پايه گذاري 9 رشته فوق تخصصي در رشته بيماري هاي کودکان همت گماشت.
او در سال 1375 در انتخابات نظام پزشکي حداکثر آرا را به خود اختصاص داد و از آن زمان تاکنون به عنوان عضو هيئت مديره و عضو شوراي عالي هيئت بدوي نظام پزشکي تهران بزرگ منشا خدمات زيادي به پزشکان و افراد جامعه بوده است.
دكتر سيادتي از سال 1360 تاکنون عضو دبير هيئت ممتحنه و ارزشيابي و يا به عبارتي بورد رشته تخصصي کودکان و همچنين رشته فوق تخصصي عفوني کودکان بوده و در سامان دهي امتحانات تخصصي نقش موثري ايفا کرده است.
وي در سالهاي اول بعد از انقلاب در مجتمع آموزشي پژوهشي وزارت بهداري مدير گروه 5 بيمارستان اطفال تهران بود و نگذاشت روند علمي و آموزشي اين بيمارستان ها که با رفتن اساتيد به خارج از کشور دچار کمبود شده بود لطمه ببيند .
کلاسهاي درس استاد سيادتي هميشه مورد توجه دانشجويان بود و دانشجويان از محضر استاد لذت مي بردند.
وي علاوه بر تدريس، 31 تحقيق در رشته عفوني اطفال انجام داد و به نوشتن و راهنمايي 65 مقاله و رساله پزشکي همت گماشت. اين پزشک حاذق 18 کتاب پزشکي را تهيه و يا تاليف کرد.
دکتر سيادتي در85 کنگره داخلي و خارجي به عنوان سخنران حضور يافت و در امور پيشگيري و بهداشت کشور نيز کوشش هاي دامنه داري انجام داد که از آن جمله مي توان پيشگيري تب روماتيسمي با تشخيص و درمان گلودرد استرپتوکوکي درسراسر کشور با کمک معاونت پژوهشي وزارت بهداشت ، بيمار يابي سل و واکسيناسيون در منطقه ورامين ، برنامه ريشه کني فلج اطفال و عضويت در کميته هاي مبارزه با بيماري هاي تنفسي حاد، سل، بيماري هاي واگير را نام برد.
وي عضو آکادمي اطفال آمريکا به مدت 14 سال و دبير و عضو هيئت مديره انجمن پزشکان کودکان ايران، عضو کميته امتحانات پزشکان خارجي، کميته 5 نفري بررسي علمي دانش آموختگان پزشکي خارج از کشور، شوراي عالي پزشکي براي اعزام به خارج از کشور، گروه پزشکي شوراي عالي برنامه ريزي، عضو گروه آموزشي بازآموزي متخصصان کودکان و بسياري از کميته هاي ديگر عهده دار بود.
استاد پيشکسوت طب اطفال ايران، با همت وصف ناپذيري در خدمت به مردم از جنبه طبابت و درمان بيماران و نيز در امور آموزش پزشکي، خدمات پژوهشي و بهداشت و پيشگيري کوشا بود.
از دکتر سيادتي دو فرزند پسر به يادگار مانده است.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روحش شادویادش گرامیباد![]()
به نام خدایی که فقط من واون اینجاییم![]()
سلام
دلم یک لحظه گرفت
گفتم بیام اینجا
چیزی برای نوشتن ندارم
داره بارون میاد
هواسرده
پاهام یخ رده
نزدیک سحریم
هرکی میاد اینجا برام یک صلوات بفرسته
خواهش میکنم برام دعاکنید
همین![]()
![]()
![]()
![]()
به نام خدا![]()
برای اقلیمی که ورزش همواره جزو اصول کتمان ناپذیر مردمان آن بوده چنین نتایجی هرگز سزاوار نیست.
چینیها برای دستیابی به موقعیت فعلی زیرساختهای خود را تقویت کردند و نه تنها استعدادهای خود را پروراندند بلکه استعدادیابی هم کردند. در کشور ما رقابتهایی چون المپیاد ایرانیان برگزار می شود با این بهانه که استعدادهای نهفته، کشف و شناسایی شوند آنگاه رضازاده، سوریان و حدادی که به گفته مسئولان ورزش و نه مردم بختهای کسب مدال بودند اینگونه ناکام ماندند.
حسین رضازاده که مسئولان فدراسیون وزنه برداری در اندک زمان باقیمانده به المپیک از شرکت نکردن او در این رقابتها خبر دادند از مدتها قبل حضور نیافتنش در پکن مسجل بود. اکنون این سوال پیش می آید که مسئولان چرا و با چه مجوزی واقعیت را به مردم نگفتند.
حدادی مدال نگرفت چون به قول مسئولان فدراسیون دو و میدانی کتف راستش دچار درد و خونمردگی بود. اکنون سوال بی پاسخ اینجاست چطور می شود قهرمانی که شاید در این سالها یک میلیارد تومان برای دولت و ملت هزینه دربرداشته دچار چنین مشکلی می شود؟ کدام مدیر و مسئول در این باره پاسخگو خواهد بود؟ و این ماجرا در مورد سوریان هم صدق می کند.
ورزش همواره نزد ایرانیان بوده و قهرمانان اساطیری چون رستم و آرش، نمادهای ورزیدگی این ملت بوده و هستند. پیدا شدن "جام زرین حسنلو" در سال ۱۹۵۸ میلادی در دهکده حاجی آباد از توابع سلدوز (نقده) در استان آذربایجان غربی با قدمتی ۳ هزار ساله اطلاعات گسترده ای را در خصوص رقابتهای المپیک در اختیار کارشناسان قرار داد.
صحنههای ورزشی تیر و کمان، مشتزنی، کشتی، چوگان و ارابه رانی به طور برجسته بر بدنه این جام حک شده که نشان می دهد ورزش خیلی پیش از آنکه در یونان با نام المپیک برگزار شود در آذربایجان به صورت گسترده برگزار می شده است.
پروفسور کارال دیم بزرگترین مورخ ورزش و رئیس دانشکده ورزش آلمان و برگزار کننده المپیک ۱۹۳۶ برلین هنگامی که در اکتبر ۱۹۶۱ برای تماشای جام زرین حسنلو به تهران آمده بود با مشاهده جام اعلام کرد : پیدا شدن این جام زرین نشان می دهد ۳ هزار سال پیش از این رشتههای ورزشی در ایران رایج بوده و پیشگام دانستن یونانیان در این ورزشها نادرست است.
کهنترین تربیت ملی و اجتماعی ایرانیان تربیت جوانمرد و پهلوان بود. جوانمردان افرادی بودند که نمونه زیبایی و مردانگی و شهامت و دلیری و تیزهوشی و از همه مهمتر اینکه واجد به اصول اخلاقی بودند. زیرا، طبق آموزش صریح اوستا صحت بدن و تربیت بدنی و نیرومندی برای هر ایرانی لازم بود و معتقد بودند که سلامت روانی افراد وابسته به تندرستی و نیرومندی جسم است. ایرانیها همیشه از اهورامزدا پیش از همه چیز تن سالم و نیرومند را خواستار بودند و آنگاه راستی و پاکی و مراتب معنوی را درخواست میکردند.
آرش کمانگیر اسطوره کهن ایرانی است که برای تعیین مرز ایرانیان و تورانیان تیری می اندازد و سپس می میرد. آرش هستی اش را به پای تیر میریزد پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود و امروز خبری از آرشی نیست که در راه وطن سر نهد.
مسئولان ورزش کشور باید پیشتر به حساب خود می رسیدند پیش از آنکه به حساب آنها رسیده شود. البته امیدواریم مرجعی پیدا شود تا از آنها حسابرسی کند. زمانی که تیم استقلال به دلیل بی مبالاتی برخی عوامل در ارسال به موقع فهرست اسامی به کنفدراسیون فوتبال آسیا از دور رقابتها کنار رفت رئیس سازمان تربیت بدنی گفت عوامل حذف این تیم برای همیشه از صحنه ورزش حذف می شوند اما این وعده هرگز محقق نشد!
امیدواریم این بار مسئولان شکست ورزش از رده خارج شوند تا آنها که توانایی بیشتری دارند وارد گود شوند و وضعیت نابهنجار موجود را سامان بخشند. تا زمانی که شایسته سالاری در این ورزش جایگاهی نداشته باشد باید منتظر شکستهایی به مراتب خفت بارتر از این هم باشیم.
خوش جمال فکري در تايم اول يک بر صفر شکست خورد، تايم دوم بدون رد و بدل شدن امتيازي به پايان رسيد و در تايم سوم تکواندوکار ايران موفق شد با دادن دو اخطار به حريف به دليل خارج شدن از شيانگ چاپ بازي را به تساوي بکشاند.
وي در راند طلايي با نتيجه دو بر صفر شکست خورد.
در صورت صعود نماينده چين تايپه به مرحله نهايي، خوش جمال بخت خود را براي کسب برنز در گروه بازنده ها به محک خواهد گذاشت.
سارا خوش جمال فکري نماينده تکواندوي ايران در وزن 49- کيلوگرم در نخستين بازي خود موفق شده بود برابر "قيزلان تودالي" از مراکش با نتيجه پنج بر صفر به پيروزي دست يابد.
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
![]()
| رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید | وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید |
| صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست | فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید |
| ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد | هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید |
| مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب | به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید |
| ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز | که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید |
| چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد | که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید |
| من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت | که پیر باده فروشش به جرعهای نخرید |
|
بهار میگذرد دادگسترا دریاب |
که رفت موسم و حافظ هنوز مینچشید |
بتکان خانه ی دل را*
در تقویم انتظار، همه فصل ها از عطر بهارى مهدى علیه السلام متبرك است.
نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.
انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.
بهار، همه طراوتش را مدیون یك گل است: گل زیباى نرگس.
اگر سختى زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.
خانه تكانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى علیه السلام از راه مى رسد، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.
بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید، یك شاخه گل نرگس است.
جمعه ها كافى نیست، هر روز سهمى را به امام زمان علیه السلام اختصاص بدهیم.
منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.
نوروزها مى آیند و مى روند، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.
كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.
امام زمان علیه السلام بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.
اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است، تقصیر ابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.
حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.
اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.
مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد، درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم.
مكه با همه «صفا»یى كه دارد، بى گل روى مهدى علیه السلام بى«صفا» است.
هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه السلام است.
منتظرتر از امام زمان علیه السلام سراغ داریم؟ 1168 سال در انتظار!
دلنشین ترین اشعار در دیوان انتظار، سروده دل سپرده ترین شاعران است، آنها كه دل به حضرت مهدى علیه السلام سپرده اند.
نماز هیچ مأمومى بى امام اقامه نمى شود، ما چند ركعت را به امام خویش اقتدا كرده ایم؟
دیر و زودش مصلحت است، امّا هیچ عریضه اى بى جواب نمى ماند.
هرروزتان نوروز
نوروزتان پیروز
![]()




